عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
817
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
( و تو را بدگمان سازد ) زيرا كه عطا ( ى خدا ) به اندازهء نيّت ( بنده ) مىباشد و چه بسا كه دعا بتاخير مى افتد تا اين كه اجر در خواست كننده بزرگتر و عطاى بخشنده بيشتر گردد . 205 لا تضيّع نعمة من نعم اللّه سبحانه عندك و لير عليك اثر ما انعم اللّه به عليك نكند كه نعمتى از نعمتهاى خداوند بزرگ نزد تو تباه گردد و البتهّ بايد نشانهء نعمتى كه خداوند به تو انعام فرموده است در تو پديدار باشد . 206 لا تنابذ عدوّك و لا تقرع صديقك و اقبل العذر و ان كان كذبا و دع الجواب عن قدرة و ان كان لك : با دشمن خويش در ميفت و دوستت را مكوب و پوزش پذير باش اگر چه دروغ باشد و به حال توانائى از دادن پاسخ خوددارى كن اگر چه آن بسود تو تمام شود ( كه اين كارها مردم را كاملا دوستدار و هواخواه انسان قرار مىدهد ) . 207 لا تذكر اللّه سبحانه ساهيا و لا تنسه لاهيا و اذكره ذكرا كاملا يوافق فيه قلبك و يطابق اضمارك اعلانك و لن تذكره حقيقة الذّكر حتّى تنسى نفسك فى ذكرك و تفقدها فى امرك : خداوند سبحان را از روى سهو و نسيان ياد و از روى لهو و بازيچه فراموش مكن بلكه او را ياد كن ياد كردنى تمام كه دلت با آن موافق و درون و بيرونت با آن مطابق باشد و هرگز به حقيقت ذكر خدا رسيدن نتوانى مگر وقتى كه در ذكرت بكلّى خود را فراموش كنى و نفست را در كارت نابود سازى ( و همه خدا به ببينى و خدا بجوئى ) . 208 لا تفن عمرك فى المعاصى فتخرج من الدّنيا بلا امل : عمر خويش را در گناهان تباه مساز كه اگر بكنى از دنيا بيرون خواهى رفت در صورتى كه بآرزويت نرسيده باشى . 209 لا تصرف مالك فى المعاصى فتقدم على ربّك بلا عمل : دارائيت را در گناهان صرف مكن كه آن گاه به خدا بدون عمل وارد خواهى شد 210 لا تفتننّك دنياك بحسن العوارى فعوارى الدّنيا ترتجع و يبقى عليك ما احتقبته : نكند كه جهان تو را بزيورهاى زيبا و عاريتى خويش بفريبد زيرا كه زيورهاى